تبليغاتX
... و اما عشق - خدايا...
خداي من چه مي گويم چه مي گويم تورا من پيش از اين هرگز نديده و شايد بعد از اين هرگز نخواهم ديد تو را در آبي دريا ,تو را در خنده ي خورشيد تو را در گريه هاي ابر,تو را در جاري هر رود تو را در لا به لاي عطر شب بوها تو را در لحظه هاي شاد و غم ناكم تو را با اولين لا لايي مادر تو را از اولين بغض تولد تو را هر لحظه من ديدم و تا جايي كه در من, يك نفس با قيست و حتي بعد از آن هر لحظه خواهم ديد..........
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:36  توسط المیرا و شهرزاد  |